چرا شناخت احساسات برای داشتن روابط سالم ضروری است؟
شناخت احساسات برای داشتن روابط سالم : نگاهی به علم هیجان و تأثیر آن بر روابط انسانی
بسیاری از تعارضها، سوءتفاهمها و فاصلههای عاطفی در روابط از جایی آغاز میشوند که افراد نمیتوانند احساسات خود را به درستی تشخیص دهند یا بیان کنند.
برای مثال، ممکن است فردی تصور کند عصبانی است، در حالی که در عمق وجودش احساس طردشدگی، تنهایی یا ناامیدی را تجربه میکند. یا ممکن است شخصی دائماً از شریک عاطفی خود انتقاد کند، در حالی که نیاز اصلی او دیده شدن، محبت یا امنیت عاطفی است.
پژوهشهای روانشناسی در سالهای اخیر نشان دادهاند که توانایی شناسایی، درک و تنظیم هیجانها یکی از مهمترین عوامل کیفیت روابط انسانی، رضایت زناشویی و سلامت روان است. افرادی که آگاهی هیجانی بالاتری دارند، معمولاً ارتباط مؤثرتری برقرار میکنند، تعارضها را بهتر مدیریت میکنند و روابط رضایتبخشتری را تجربه میکنند.
احساسات و هیجانها چه تفاوتی دارند؟
در گفتار روزمره معمولاً احساس و هیجان را به جای یکدیگر به کار میبریم، اما در روانشناسی میان آنها تفاوتهایی وجود دارد.
هیجانها پاسخهای نسبتاً سریع و خودکار بدن و ذهن به رویدادهای مختلف هستند. برای مثال:
– ترس
– خشم
– غم
– شادی
– شرم
– تعجب
اما احساسات تجربه آگاهانهای هستند که ما از این هیجانها پیدا میکنیم.
به بیان ساده، هیجان ابتدا در بدن و سیستم عصبی فعال میشود و سپس به صورت یک تجربه آگاهانه در ذهن ما معنا پیدا میکند.
چرا بسیاری از افراد احساسات خود را نمیشناسند؟
بسیاری از ما در خانواده یا فرهنگ خود آموزش ندیدهایم که احساساتمان را بشناسیم و نامگذاری کنیم.
ممکن است از کودکی جملاتی مانند این را شنیده باشیم:
– گریه نکن.
– ناراحت نباش.
– چیزی نشده.
– عصبانی شدن بد است.
– باید قوی باشی.
در نتیجه به جای شناخت احساسات، یاد گرفتهایم آنها را نادیده بگیریم، سرکوب کنیم یا از آنها فرار کنیم.
اما احساساتی که شناخته نمیشوند معمولاً از بین نمیروند؛ بلکه به شکل اضطراب، تنش، پرخاشگری، کنارهگیری یا مشکلات ارتباطی ظاهر میشوند.
آگاهی هیجانی چیست؟
آگاهی هیجانی به توانایی تشخیص و درک احساسات خود و دیگران گفته میشود.
فردی که آگاهی هیجانی بالایی دارد میتواند تشخیص دهد:
– الان چه احساسی دارد؟
– این احساس از کجا آمده است؟
– چه نیازی پشت این احساس وجود دارد؟
– چگونه میتواند آن را به شیوهای سالم بیان کند؟
مطالعات نشان میدهد آگاهی هیجانی با رضایت بیشتر از روابط و ارتباط مؤثرتر میان زوجها ارتباط دارد.
ناتوانی در شناخت احساسات چگونه به روابط آسیب میزند؟
وقتی فرد نتواند احساسات واقعی خود را تشخیص دهد، احتمال بیشتری دارد که آنها را به شکلهای ناسالم ابراز کند.
برای مثال:
خشم به جای آسیبپذیری
فرد به جای اینکه بگوید:
«احساس میکنم نادیده گرفته شدهام.»
میگوید:
«تو هیچ وقت به من اهمیت نمیدهی.»
انتقاد به جای نیاز
فرد به جای بیان نیاز به محبت یا توجه، شروع به سرزنش و انتقاد میکند.
سکوت به جای بیان احساس
فرد به جای صحبت درباره ناراحتی خود، فاصله میگیرد و ارتباط را قطع میکند.
این الگوها به تدریج صمیمیت و امنیت عاطفی رابطه را کاهش میدهند.
مهمترین هیجانهای انسانی و پیام آنها
یکی از یافتههای مهم روانشناسی هیجان این است که هر احساس، حامل اطلاعات ارزشمندی درباره نیازهای ماست.
غم
غم معمولاً به ما میگوید چیزی ارزشمند را از دست دادهایم یا نیاز به حمایت داریم.
خشم
خشم اغلب نشان میدهد مرزهای ما نقض شدهاند یا احساس بیعدالتی میکنیم.
ترس
ترس ما را نسبت به خطر یا تهدید احتمالی آگاه میکند.
شرم
شرم معمولاً با نگرانی درباره ارزشمندی خود و پذیرش اجتماعی ارتباط دارد.
شادی
شادی اغلب نشاندهنده ارضای نیازها و هماهنگی با ارزشهای زندگی است.
شناخت این پیامها به افراد کمک میکند به جای جنگیدن با احساسات، آنها را بهتر درک کنند.
هوش هیجانی و کیفیت روابط
هوش هیجانی شامل مجموعهای از تواناییهاست:
– شناسایی هیجانها
– درک هیجانها
– استفاده از اطلاعات هیجانی
– تنظیم هیجانها
مرور پژوهشهای متعدد نشان داده است که هوش هیجانی با رضایت بیشتر در روابط عاطفی ارتباط معناداری دارد. یک فراتحلیل که دهها مطالعه را بررسی کرده است نیز این ارتباط را تأیید میکند.
همچنین پژوهشهای جدید نشان میدهد افرادی که بهتر احساسات خود و شریک عاطفیشان را درک میکنند، بیشتر میتوانند احساس ارزشمندی، درک شدن و امنیت را در رابطه ایجاد کنند.
چرا نامگذاری احساسات اهمیت دارد؟
پژوهشگران معتقدند یکی از سادهترین و در عین حال مؤثرترین مهارتهای هیجانی، نامگذاری احساسات است.
وقتی فرد بتواند بگوید:
– مضطرب هستم.
– ناامید شدهام.
– احساس تنهایی میکنم.
– از این موضوع ناراحت شدم.
در واقع قدم مهمی در تنظیم هیجان برداشته است.
برخی مطالعات نشان میدهند تشخیص و نامگذاری هیجانها میتواند به کاهش شدت آشفتگی هیجانی و افزایش خودآگاهی کمک کند.
چگونه آگاهی هیجانی خود را افزایش دهیم؟
چند بار در روز از خود بپرسید:
الان دقیقاً چه احساسی دارم؟
به بدن خود توجه کنید
گاهی بدن زودتر از ذهن هیجانها را آشکار میکند:
– گره در گلو
– سنگینی سینه
– انقباض فک
– تپش قلب
دایره واژگان هیجانی خود را گسترش دهید
به جای «حالم بد است» سعی کنید احساس دقیقتر را مشخص کنید:
– ناامید
– دلخور
– شرمگین
– مضطرب
– تنها
– نگران
احساسات را با افراد امن در میان بگذارید
صحبت کردن درباره تجربههای هیجانی به درک بهتر آنها کمک میکند.
تأثیر شناخت احساسات بر روابط عاطفی
پژوهشهای جدید نشان میدهد یکی از مهمترین عوامل رضایت از رابطه، احساس دیده شدن و درک شدن است. افرادی که توانایی بیشتری در شناخت هیجانهای خود و شریک زندگیشان دارند، معمولاً ارتباط گرمتر، همدلانهتر و رضایتبخشتری را تجربه میکنند.
در واقع بسیاری از مشکلات رابطه از کمبود عشق ناشی نمیشوند؛ بلکه از ناتوانی در شناخت، بیان و مدیریت احساسات سرچشمه میگیرند.

شناخت احساسات برای داشتن روابط سالم
جمعبندی :
احساسات دشمن ما نیستند؛ آنها پیامرسانهای مهم زندگی روانی ما هستند. توانایی شناسایی، نامگذاری و درک هیجانها یکی از مهمترین مهارتهای سلامت روان و روابط سالم است.
پژوهشهای علمی نشان میدهد هرچه آگاهی هیجانی و هوش هیجانی افراد بیشتر باشد، احتمال تجربه روابط رضایتبخش، صمیمیت عاطفی و سلامت روان نیز افزایش مییابد.
شاید یکی از مهمترین پرسشهایی که هر روز میتوانیم از خود بپرسیم این باشد:
«من در این لحظه دقیقاً چه احساسی دارم و این احساس چه چیزی میخواهد به من بگوید؟»